جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٧
جمل كشته شد و ديگر گروه و سازمان نداشتند كه دوباره به آنها مراجعه كنند بلكه آنها به خانههايشان بازگشتند، بدون اينكه قصد جنگيدن و يا مخالفت كردن و يا پيمانشكنى داشته باشند؛ و به اين كه كارى با آنها نداشته باشند، راضى شدند.
پس حكم اين است كه از جنگ كردن با آنها بپرهيزيم و دست از اذيتشان برداريم؛ البته در صورتى كه در صدد جمعآورى نيرو، عليه نظام اسلامى نباشند. اما جنگ صفين چنين نبود و آنها دوباره به سازمان خود برمىگشتند كه آماده رزم بود و داراى فرماندهى جنگ كه براى آنها ادوات و تجهيزات جنگى فراهم مىكرد و مجروحان را به عقب مىبرد و كمبود آنها را جبران و زخميان آنها را مداوا و پيادههاى آنان را حمل مىنمود و برهنههاى آنان را مىپوشاند. و اينها برمىگشتند، تجهيز مىشدند و دوباره به ميدان جنگ مىآمدند پس (مىبينى) كه حكم اين دو فرقه مساوى و يكسان نيست.
(حضرت على (ع)) به احكام جنگيدن با خداپرستان توجه داشت. و حكم [خدا] را براى ايشان بيان مىداشت و هركه از آن روى برمىتافت، يا بايد عرضه شمشير مىشد و يا توبه مىكرد.
اين روايت نيز به جنگ جمل و صفين و چگونگى برخورد دوگانه اميرمؤمنان (ع) با شورشيان جمل و صفين پرداخته است. اگر در صفين دستور به كشتن همه حتى فراريان و مجروحان مىداد به خاطر اين بود كه معاويه زنده و تشكيلات فرماندهى پابرجا بود و نيروها را براى جنگ سازماندهى مىكرد. ولى در جنگ جمل پس از كشته شدن فرماندهان جنگ، ستاد سازماندهى از هم پاشيد و كسى نبود كه مجدد نيروها را سازماندهى كند. لذا امام (ع) فرمود: در جنگ جمل فراريان را تعقيب نكنيد و مجروحان را نكشيد.