جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٠
فَأَعْطَاهُ أَدْنَاهُمُ الْأَمَانَ وَجَبَ عَلَى أَفْضَلِهِمُ الْوَفَاءُ بِهِ ٣. حرمت كشتن فرد امان داده شده: اگر رزمنده مسلمانى، به رزمنده مشركى امان دهد، سپس او را بكشد مصداق پيمانشكن خواهد شد و در روز قيامت، پرچم پيمان شكنان را به دست او مىدهند.
مَا مِنْ رَجُلٍ آمَنَ رَجُلًا عَلَى ذِمَّةٍ ثُمَّ قَتَلَهُ إِلَّا جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَحْمِلُ لِوَاءَ الْغَدْرِ پناهندگان:
حرمت قتل ٣؛ پيمانشكنى قاتل ٣ پناهندگى:
جواز به دشمن ١ ٢٩٧- ١٠٠- وَ عَنْهُ، عَنْ أَبِيهِ، عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: لَوْ أَنَّ قَوْماً حَاصَرُوا مَدِينَةً فَسَأَلُوهُمُ الْأَمَانَ فَقَالُوا: لَا، فَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَالُوا: نَعَمْ فَنَزَلُوا إِلَيْهِمْ، كَانُوا آمِنِينَ. (وسائل الشيعه، ١٥/ ٦٨، ح ٢٠٠٠٠)
«محمد بن حكم» (يا حكيم) از امام صادق (ع) نقل كرد كه فرمود:
اگر گروهى (از مسلمانان) شهرى را محاصره كنند و دشمن از آنها تقاضاى امان كند، ولى مسلمانان قبول نكنند و دشمن به گمان اين كه مسلمانان به آنها امان دادهاند به سوى آنها بيايند، در اين صورت آنها (دشمن) در امانند.
١. حفظ جان تسليم شدگان در جنگ: اگر ارتش اسلام شهرى را محاصره كند و دشمن تقاضاى امان كند و مسلمانان امان ندهند، اما آنان به خيال آن كه امان داده شدهاند، به سوى ارتش اسلام بيايند، از تعرض درامان هستند و خونِ آنان در زمان گفتگو مورد احترام است و اين ادعاى آنان در گمان امان دادن بايد مورد پذيرش واقع شود. از اين روايت استفاده مىشود كه در ريختن خون انسانها گرچه از كفار باشند بايد نهايت احتياط صورت گيرد.
لَوْ أَنَّ قَوْماً حَاصَرُوا مَدِينَةً فَسَأَلُوهُمُ الْأَمَانَ فَقَالُوا: لَا، فَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَالُوا: نَعَمْ فَنَزَلُوا إِلَيْهِمْ، كَانُوا آمِنِينَ