جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٦
يُنْفِقُ عَلَى عِيَالِهِ مِنْ طَوْلِهِ يَنْتَظِرُ أَمْرَنَا فَإنْ أَدْرَكَهُ كَانَ كَمَنْ شَهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) بَدْراً فَإِنْ مَاتَ يَنْتَظِرُ أَمْرَنَا كَانَ كَمَنْ كَانَ مَعَ قَائِمِنَا صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ هَكَذَا فِي فُسْطَاطِهِ وَ جَمَعَ بَيْنَ السَّبَّابَتَيْنَ وَ لَا أَقُولُ هَكَذَا وَ جَمَعَ بَيْنَ السَّبَّابَةِ وَ الْوُسْطَى فَإِنَّ هَذِهِ أَطْوَلُ مِنْ هَذِهِ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنَ (ع) صَدَقَ.
(وسائل الشيعه ١٥/ ٤٧، ح ١٩٩٥٨، الكافى ٤/ ٢٦٠)
«عبداللَّه بن مغيره» مىگويد: محمد بن عبداللَّه براى امام رضا (ع) نقل كرد و من مىشنيدم كه گفت: پدرم از پدرانش نقل مىكرد كه بعضى به او گفتهاند: در شهر ما، منطقهاى مرزى است كه به آن «قزوين» مىگويند و منطقهاى است كه دشمن در آن جاست و به آن «ديلم» مىگويند؛ در اين جا وظيفه من جهاد است يا مرزبانى؟
امام (ع) فرمود: بر شما باد به حج خانه خدا. آن شخص سخن خود را دوباره تكرار كرد. امام (ع) فرمود: بر شما باد به حج خانه خدا؛ آيا كسى از شما راضى نيست كه نفقه زن و بچهاش را بدهد و زندگى خود را اداره كند و انتظار امر ما را بكشد؟ پس اگر زنده بماند و او را درك كند، مانند كسى است كه در ركاب رسول خدا در جنگ «بدر» حاضر شده است، و اگر قبل از آن بميرد در حالى كه انتظار امر (فرج) ما را مىكشد، مانند كسى است كه با قائم ما (امام مهدى (ع)) و در خميه گاه اوست.
امام (ع) در حالى كه دو انگشت سبابهاش را كنار هم گذاشته بود، فرمود: (و البته) نمىگويم: هر دو (عمل) يكى است؛ مانند اين دو انگشت؛ و در حالى كه انگشت سبابه و انگشت وسطى را كنار هم گذاشته بود (و به آن دو اشاره مىكرد) فرمود: به درستى كه اين انگشت (وسطى) بلندتر است از اين انگشت (سبابه). آن گاه امام رضا (ع) (كه به اين روايت گوش مىداد) فرمود: راست گفت.