جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥٨
اما پس از آزاد شدن در مكه راه مىرفت و مىگفت: محمد را، ريشخند كردم؛ او مرا رها كرد! و روز جنگ احد باز به ميدان جنگ آمد.
پيغمبر خدا (ص) او را نفرين كرد كه نجات نيابد، و به اسارت مسلمين درآمد، وى ديگربار، سخن پيشين خود را تكرار كرد كه: من نانخور فراوان دارم. بر من منت گذار.
پيغمبر اكرم (ص) فرمود: بر تو منت گذاشتم كه به مكه بازگردى و به انجمنهاى قريش بروى و بگويى محمد را ريشخند كردم؟! مؤمن از يك سوراخ، دوبار گزيده نمىشود.
و به دست خودش او را كشت.
١. تيزبينى مؤمن: انسانى كه ايمان به خداوند سراپاى وجودش را پوشانده با زيركى و هوشيارى كه دارد، هيچ گاه دوبار فريب دشمن را نمىخورد و از يك سوراخ دوبار گزيده نمىشود.
لَا يُلْسَعُ الْمُؤْمِنُ فِي جُحْرٍ مَرَّتَيْنِ ٢. آزاد نمودن اسير دشمن با اجازه رهبر و مشروط به عدم حضور مجدد در جنگ: در صورتى كه اسيرى از اسراى دشمن از امام و رهبر حكومت اسلامى در خواست عفو و بخشش نمايد، پيامبر، امام و رهبر مىتواند با استفاده از اختيارات خود بر وى منت گذاشته و به طور مشروط آزادش نمايد.
پيامبر (ص) در جنگ بدر يكى از اسيران دشمن را كه تقاضاى عفو كرد، آزاد ساخت به شرط آنكه مجدداً در جنگ عليه مسلمانان شركت نكند.
أَنَّ أَبَا عَزَّةَ الْجُمَحِيَّ وَقَعَ فِي الْأَسْرِ يَوْمَ بَدْرٍ فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ إِنِّي ذُو عَيْلَةٍ فَامْنُنْ عَلَيَّ، فَمَنَّ عَلَيْهِ ٣. كشتن اسير آزاد شدهاى كهمجدداً به جنگ عليه مسلمانان آمده باشد: هنگامى كه ابوعزه جمحى بر خلاف شرطى كه پيامبر (ص) از وى گرفته بود، دوباره عليه مسلمانان وارد جنگ شد. پيامبر (ص) به دست خود او رابه قتل رساند. البته اين از احكام خاص است و قابل تعميم نيست.
... وَ قَتَلَهُ بِيَدِهِ