جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧٩
٢- به حضرت لوط؛ اقتدا كردم كه بر اثر فشار و بىحيايى قومش گفت: «اى كاش در مقابل شما قدرت و نيرويى مىداشتم، يا به ركن محكمى، پناهنده و از شر شما ايمن مىشدم».
پس اگر كسى ترس حضرت لوط از قوم خود را- با آن كه خدا فرموده- انكار كند كافر شده است و اگر بپذيرد كه چون ياورى نداشت بجنگد، چنين عذرى آورد، پس از اوصياى پيغمبر، چنين عذرى پذيرفتنىتر است.
٣- پيروى از حضرت ابراهيم خليل الله كه در مقابل فشار و سختگيرى خويشاوندانش گفت: «از شما و هر معبودى كه آن را مىخوانيد جز خداى يكتا كنارهگيرى مىكنم ...» حال اگر كسى بگويد او اين سخن را از روى ترس، نگفته، برخلاف كلام خدا، سخن گفته و كافر خواهد بود و چنانچه اين كنارهگيرى به خاطر ترس بوده، البته عذر وصى پيغمبر، در مقام ترس، پذيرفتنىتر است.
٤- تأسّى به حضرت موسى (ع) كه در پاسخ فرعون گفت: «من در نتيجه فشار و حكومت جابرانه شما ترسيدم و از ميان شما گريختم».
پس اگر كسى بگويد حضرت موسى اين سخن را از روى ترس نگفته، برخلاف كلام خدا سخن رانده و كافر شده است و اگر او را خائف مىداند و از اين نظر او را در كنارهگيرى، معذور دانسته، حتما اوصياى پيامبران در اين مورد معذورترند.
٥- پيروى برادرش هارون كه در پاسخ اعتراض حضرت موسى گفت: «: اى برادر من! قوم تو مرا ضعيف و ناتوان كردند و نزديك بود مرا بكشند».
طبق اين آ جهاد در آيينه روايت(ج٢) ٣٨٩ كتاب ششم: مستدرك الوسائل يه، هارون، عذر خود را- كه با گوسالهپرستى مبارزه نكرد- ترس و ضعف، برشمرده است. اگر كسى بگويد كنارهگيرى او به اين دليل نبوده، منكر كلام خدا شد، كافر گرديده، و اگر اينگونه