جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦٦
فَكَتَبُوا إِلَيْهِ (يُرِيدُونَ بِذَلِكَ تَكْذِيبَهُ)، زَعَمْتَ أَنَّكَ لَا تَأْخُذُ الْجِزْيَةَ إِلَّا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ ثُمَّ أَخَذْتَ الْجِزْيَةَ مِنْ مَجُوسِ هَجَرَ، فَكَتَبَ إِلَيْهِمْ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَنَّ الَمجُوسَ كَانَ لَهُمْ نَبِيٌّ فَقَتَلُوهُ وَ كِتَابٌ أَحْرَقُوهُ، أَتَاهُمْ نَبِيُّهُمْ بِكِتَابِهِمْ فِي اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفَ جِلْدِ ثَوْرٍ.
(وسائل ١٥/ ١٢٦، ح ٢٠١٣١؛ الكافى ٣/ ٥٦٧؛ تهذيب الأحكام ٤/ ١١٣؛ بحار ١٤/ ٤٦٣)
«ابويحيى واسطى»- از يكى از بزرگانى كه از ائمه (عليهم السلام) حديث نقل مىكرد- روايت كرده است كه او گفت: از امام صادق (ع) از مجوس (گبرها) پرسيده شده كه آيا اين گروه، پيغمبرى داشتهاند؟
فرمود:
جهاد در آيينه روايت(ج٢) ٢٦٧ كتاب پنجم: وسائل الشيعه آرى. مگر خبر ندارى كه پيغمبر خدا به اهل مكه، نامهاى نوشت كه: اسلام آوريد وگرنه به شما اعلان جنگ مىدهم.
اهل مكه در پاسخ نوشتند: ما را به حال خودمان واگذار كه بتها را پرستش كنيم و ساليانه از ما، جزيه بگير.
پيغمبر (ص) نوشت: من جزيه را جز از اهل كتاب نمىگيرم.
اهالى مكه دوباره نوشتند- مقصودشان اينبار تكذيب پيامبر بود- تو پنداشتهاى كه جزيه نمىستانى مگر از طوايفى كه كتاب آسمانى دارند، پس چرا از مجوسيان و گبرهاى هجر (روستايى در نزديكى عمان و بحرين) جزيه را پذيرفتهاى.
پيغمبر خدا (ص) در پاسخ آنان نوشت، گبرها بدون ترديد، پيغمبرى داشتند كه او را كشتند و كتابى را كه از سوى خدا آورده بود سوزاندند. پيامبرشان براى آنان كتابى آورده بود كه در دوازده هزار پوست گاو نر، نوشته شده بود.
١. جزيه و ماليات گرفتن پيامبر از زرتشتيان زمان خود: پيامبر حتى از مجوس شهر هجر جزيه و ماليات مىگرفت و با آنان همانند اهل ذمه برخورد مىكرد.