جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٢
مگر آن كه اين كار سود و بهرهاى براى همه لشكريان داشته باشد.
و پناه خواهنده بايد همچون خود انسان باشد، نه زيانمند باشد و نه گناه ورزد، و آبرو و احترام پناه خواهنده بر امان دهنده مانند احترام پدر و مادر است كه بى احترامى به آنان جايز نيست.
هيچ مؤمنى بهتنهايى بدون مؤمن ديگر درجنگ در راه خدا بادشمن صلح و آشتى نمىكند مگر آن كه بر پايه عدالت و برابرى باشد.
١. نوبتى بودن اعزام به جبهه از روستاها و شهرها: هر گاه گروهى از مسلمانان در يك عمليات جنگى شركت كردند و بازگشتند، براى نوبت بعدى بايد گروهى ديگر به جبهه اعزام شوند تا همه از ثواب جهاد بهره برند و عدالت در جامعه حكمفرما شود.
أَنَّ كُلَّ غَازِيَةٍ غَزَتْ بِمَا يُعَقِّبُ بَعْضُهَا بَعْضَهَا بِالْمَعْرُوفِ وَ الْقِسْطِ بَيْنَ الْمُسْلِمِينَ ٢. جواز «امان دادن» به دشمن در صورت داشتن فايده براى مسلمانان: رزمنده مسلمان در صورتى مىتواند به دشمن امان دهد كه اولا امان او با اجازه امام باشد و ثانيا فايدهاى براى مسلمانان و اسلام داشته باشد.
فَإِنَّهُ لَا تُجَازُ حُرْمَةٌ إِلَّا بِإِذْنِ أَهْلِهَا ٣. رعايت شئون اسلامى از جانب پناهنده: فرد پناه داده شده نبايد به كسى ضرر بزند و جرمى را مرتكب شود. وى بايد شئون جامعه اسلامى و مسلمانان را حفظ كند تا پناه دادن به او شرعاً جايز باشد.
إِنَّ الْجَارَ كَالنَّفْسِ غَيْرَ مُضَارٍّ وَ لَا آثِمٍ ٤. محترم بودن آبرو و شخصيت پناه داده شده: اگر به دشمنى طبق ضوابط اسلامى پناه داده شد، حفظ حرمت او نيز بر نيروهاى مسلمان واجب است. حرمت نهادن به چنين فردى همانند حرمت پدر و مادر است.
وَ حُرْمَةَ الْجَارِ عَلَى الْجَارِ كَحُرْمَةِ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ ٥. برقرارى صلح با ارتش دشمن بر اساس عدالت و برابرى: هيچ رزمنده