جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٣
آرى، قسم به خدا اگر رفتن آنها خير وصلاح بود، نمىتوانستند براى رفتن به آن جا از ما سبقت بگيرند.
به امام (ع) عرض كردم: فرقه زيديه مىگويند: بين ما و (امام) جعفر (ع) اختلاف نظرى نيست، مگر اين كه او جهاد را قبول ندارد.
امام (ع) فرمود: آيا من قبول ندارم؟ به خدا سوگند كه من معتقد به جهاد هستم، اما مىدانم كه براى جهاد، شرايطى است، و خوش ندارم كه عمل به علم خود را رها كنم و پيرو جهالت ايشان گردم؛ (و همين امر مرا از رفتن به سوى آنها باز مىدارد).
١. ضرورت اذن امام عادل، از شرايط جهاد ابتدايى: امام (ع) به يكى از يارانش كه به جنگ در مرزهاى اسلامى نرفته بود فرمود: اگر (در اين شرايطى كه ما هستيم)، در جنگ و جهاد (زير بيرق ستمگران) خير و صلاح مىبود، ما قبل از ديگران در آن شركت مىكرديم) از اين جمله استفاده مىشود در زمان حضور معصوم (ع) اذن امام معصوم براى جهاد ابتدايى لازم است و با اذن او جهاد مشروعيّت مىيابد.
٢. باور امامان شيعه به جهاد با شرايط آن: فرقه زيديه امام صادق (ع) را متهم كردند كه با جهاد و مبارزه مخالف است. امام (ع) فرمود: به خدا سوگند من جهاد را امرى مقدس مىدانم، ولى براى آن شرايطى وجود دارد كه ديگران آن شرايط را نمىدانند.
من به آگاهى خود درباره شرايط تحقق جهاد عمل مىكنم و هر گاه آن شرايط محقق شد، خود آن را رهبرى خواهم كرد. بنابراين، شركت نكردن امام صادق (ع) در نبرد زيد، اوّلًا طبق مصلحتى بود كه خود امام آن را تشخيص مىداد، ثانياً قيام زيد، جهاد دفاعى بود نه جهاد ابتدايى، و شرايط جهاد دفاعى با شرايط جهاد ابتدايى فرق دارد.
فَقَالَ أَنا لَا أرَاهُ بَلَى و اللَّهُ إِنّي لَأَرَاهُ وَ لَكِنَّي أَكْرَهُ أنْ أَدعَ عِلْمِي إِلَى جَهْلِهِمْ امام صادق (ع): ٢ جهاد:
ديدگاه ائمه (ع) درباره ٢ جهاد ابتدايى:
اذن امام در ١؛ شرايط ١، ٢ قيام زيد: ٢