لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٥ - فائده چهارم در بيان علوم اهل بيت حضرت سيد المرسلين صلوات الله عليهم
هر كه على را نصرت دهد، و فروگذار هر كه على را فرو گذارد، و لعنت كن هر كه را كه ستم كند بر على، پس عمر بن الخطاب برخاست و گفت بهبه اى پسر ابو طالب گرديدى مولاى من و مولاى هر مؤمن و مؤمنه، و آن حضرت حكايت ثقلين را نيز در اين ضمن مذكور ساختند.
و از عامه احمد بن حنبل در مسند خود اين مضمون را روايت كرده است از سعد وقاص و مسلم روايت كرده است از زيد بن ارقم، و ثعلبى روايت كرده است از عبد اللَّه عباس، و از جعفر بن محمد (ع)، و از براء بن عازب و از سفيان به اسانيد بسيار، و از صحاح سته ابو داود سيستانى، و ترمدى هر دو روايت نمودهاند از زيد بن ارقم، و از سعيد بن وهب از پنج كس يا شش كس از اصحاب سيد المرسلين ٦، و به چهار سند ديگر روايت كردهاند از ابو اسحاق و از براء، و از ابو ليلى، و ابو عامر از زيد بن ارقم، و از ابن وهب از پنج كس، و از بريده اسلمى به چهار سند كه حضرت رسول خدا ٦ به او گفت
«من كنت مولاه فعلىّ مولاه»
و ابن مغازلى شافعى روايت كرده است حديث غدير را طولانى به چهار ده سند از اصحاب آن حضرت ٦، و در كتابى منفرد در ذكر حديث غدير خم روايت نموده است به پانصد سند از صد و پنج كس از اصحاب آن حضرت، و محمد بن جرير صاحب تاريخ در كتاب ولايت روايت نموده است اين حديث را به هفتاد و پنج سند.
و ابن عقده حافظ روايت نموده است به صد و پنج سند، و شيخ زين الدّين رحمه اللَّه روايت نموده است در كتاب خود از پانصد نفر از اصحاب رسول اللَّه ٦ و همه اخبار متفقند در عبارت
«من كنت مولاه فعلىّ مولاه»
بعضى ذكر كردهاند مفصلا و بعضى مجملا و در بسيارى از اخبار مفصله ايشان حكايت ثقلين هست، و آن كه حضرت سيّد المرسلين ٦ فرمود كه
«لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض»
و چون اين عبارت