لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٨١ - خطبة المؤلف
و عفت داشت و آن اجتناب است از شبهات و ماكل و مشرب و منكح، و تقوى داشت و آن ملكه پرهيزكاريست از محرمات و مكروهات بلكه مباحات، و افعال او همه از براى خدا بود، و اخبات داشت و آن خضوع و خشوع بدن و قلب است بذكر الهى.
(فذاكرنى بكتاب صنّفه محمّد بن زكريّا المتطبّب الرّازىّ، و ترجمه بكتاب من لا يحضره الطّبيب و ذكر انّه شاف فى معناه)
پس گفتگو كرد با من يا به ياد من آورد كتابى را كه تصنيف كرده بود او را محمد پسر زكريا متطبب يعنى علم طب را مىدانست و بكار مىفرمود، و يا آن كه طبيب نبود و ليكن طب را بر خود بسته بود چون طبيب عرفا بمعنى شافى است و شفا از حق سبحانه و تعالى است، و رازى بود يعنى از اهل رى. و عرب در نسبتها به شهرها در بعضى جاها تغييرات به زياد و كم مىدهند، در رى و مرو، زائى زياد مىكنند و مروزى و رازى مىگويند. و محمد بن زكريا آن كتاب طب را من لا يحضره الطبيب ناميده بود يعنى اين كتاب طبيب است كسى را كه طبيب نزد او نباشد، و سيد نعمه گفت كه اسم با مسمى است يعنى در واقع كتابيست تمام و واضح كه كتاب طبيب مىتواند بود، و اين دلالت مىكند كه سيد نعمه در علم طب نيز ماهر بوده است.
(و سألني ان أصنّف له كتابا فى الفقه و الحلال و الحرام و الشّرائع و الاحكام)
و از من سؤال كرد سيد كه تصنيف كنم از جهت او كتابى در فقه و حلال و حرام، و راههاى دين و احكام الهى. و ظاهرا مراد مصنّف از فقه عبادات است، و از حلال و حرام تجارات است و اطعمه و اشربه، و از شرايع نكاح و طلاق و توابع آن است، و از احكام قصاص و ديات و حدود و ميراث است، و احتمالات ديگر هست، اما آن چه مذكور شد انسب است با ترتيبى كه كرده است اين كتاب را.