لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٠ - خطبة المؤلف
سبحانه و تعالى در هر يك بقدر استعداد آن كس طلب نمايند، ظاهرا بد نباشد و از آن جمله حضرت ابو طالب است كه به اجماع علماى از شيعه أو مسلمان بود، و حضرت سيد المرسلين ٦ بر او نماز گذارد، با آن كه آن حضرت ممنوع بود از نماز بر منافقان فكيف بر كافر. و اين معنى نيز با ادله خواهد آمد إن شاء اللَّه تعالى.
(فدام بمجالسته سرورى و انشرح بمذاكرته صدرى و عظم بمودّته تشرّفي لأخلاق قد جمعها إلى شرفه)
پس دايم شد به سبب همنشينى او خوشحالى من و منور شد سينه من به سبب درس خواندن او نزد من از علوم او چون او فاضل بود، و لهذا از روى آداب درس او را مذاكره ناميد، و به سبب دوستى او مرا، يا دوستى من او را، مشرف شدن من به زياده شد بر مشرف شدن به صحبت او كه چون محبت بهم رسيد من بزرگ شدم نه از جهت رتبه دنيوى اگر چه داشت و ليكن آن منظور نبود بلكه از جهت خلقهاى نيكو بود كه با سيادت جمع كرده بود.
(من ستر و صلاح و سكينة، و وقار، و ديانة، و عفاف، و تقوى، و اخبات)
و آن اخلاق حسنه ستر بود، يعنى مستور بودن عيوب، يعنى عيبى ظاهرا نداشت و كسى كه مكلف به باطن نيست يا ساتر عيوب مردمان بود، و مقرر ساخته بود كه كسى در مجلس او حرف غيبت نگويد، يا هر دو، و صلاح داشت و آن عبارتست از كردن فرايض و نوافل و اجتناب از صغاير و كباير بلكه مكروهات نيز، و سكينه داشت كه هميشه دلش به ياد الهى بود، وقار و طمأنينه داشت كه از سخنان ناخوش و غير آن از جا در نمىآمد بلكه از بلاها نيز.
و بعضى گفتهاند كه سكينه از بدنست، و وقار از دل. اما اول اظهر است چون حق سبحانه و تعالى همه جا در قرآن سكينه را بدل نسبت داده است و ديانت داشت يعنى مذهب حق ائمه اثنا عشر با تقيد به شرع در مرتبه اعلى داشت،