دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٩٣ - رجز ابى سعيد بن ابى طلحه در احد
سرزنش وليد بن مغيرة
٢٦٠- وليد مرا به بلاى بزرگ تهديد
مىكند. به او گفتم: من پسر أبي طالب هستم.
٢٦١- من پسر شخصيت رودخانه مكه و مدينه (وادى عقيق) و خانه كعبه از دودمان غالب مىباشم.[١]
٢٦٢- گمان مكن كه از وليد مىترسم و گمان مدار كه از او وحشت كرده باشم.
|
چون خصم انيس أهل حقّ ديد مرا |
پيوسته كند به قتل تهديد مرا |
|
|
ليكن نشوم تيره كه آئينه دل |
روشن شده از صيقل توحيد مرا |
|
٢٦٣- آى پسر مغيره من مردى سخاوتمند، دستباز با شمشيرى آبديده هستم.
٢٦٤- زبانم براى كينهوران دراز و نسبت به دوستان كوتاه است.
٢٦٥- با مخالفت نسبت به پيامبر ٦ ضرر كرديد، از كسى عيب مىگيريد كه هيچ عيبى ندارد.
٢٦٦- مىگوئيد در ارتباط با خدا (از طريق جبرئيل) دروغ مىگويد، خدا لعنت كند دروغگو را.
|
اى خصم كه هر نفس دلم سازى ريش |
تا چند چه زنبور زنى بر من نيش |
|
|
گوئى كه ز آسمان نيامد وحيى |
لعنت به كسى كه ساخت اين قصه ز خويش |
|
سرزنش از ابى لهب
٢٦٧- آى همنشين
آتش بريده باد دو دستت تو آى أبو لهب، نابود باد صخره
[١]- على بن أبي طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى بن كلاب بن مرة بن كعب ابن لوى بن غالب. و امام( ع) كه از ميان اجداد خود نام غالب( پيروز) را آورده بخاطر تفأل براى پيروزى بر وليد بوده است.