دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٤٢٢ - جواب او به عباراتى نيكو
|
تا در تن زار من بود قوت روح |
پيوسته كند دشمن دين را مجروح |
|
|
خواهم كه نماند به جهان يك كافر |
گويا كه خدا داد مرا مشرب نوح |
|
١٥٥٩- در جنگ أحد فرزند عبد الدار (طلحة بن أبي طلحه) را نشانه گرفتم و با شمشير آبدارى كه استخوانها را مىدرد به او حملهور شدم.
١٥٦٠- در نتيجهى حمله كه او را غافلگير كردم به خاك افتاد و جمعيت او به گروههاى نااميد و مجروح پراكنده شدند.
١٥٦١- شمشيرم در دستم همانند شعله آتش مىجهيد و گردن مىزد و استخوانها را تكه، تكه مىكرد.
١٥٦٢- آن قدر به كار خود ادامه دادم تا خداى من جمعيت آنان را پراكنده ساخت و ناراحتى دلهاى صبوران را شفا بخشيدم.
|
تا من سر خصم را ز تن بركندم |
او را به بيابان عدم افكندم |
|
|
پيوند به جاهلان نخواهم كردن |
گر زانكه جدا كنند بند از بندم |
|
رجز غطريف بن جشم
١٥٦٣- من غطريف
هستم، بله و فرزند جشم. آنگاه كه مرگ ابراز وجود كرد با او به نبرد مىپردازم.
١٥٦٤- تيغى صاف دارم و از نظر نژادى شخصى محترم هستم. در جنگ اولين شيرى هستم كه حملهور مىشوم.
١٥٦٥- در برابر شيرى كه قد برافراشته بر سر جاى خود بمان. خدا ذليلت گرداند.