دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٣٧٥ - پيام به معاوية بن أبي سفيان
كرد:
١٣٩٠- پسر عموى من، چرا مدينه را ترك كردى و آمدى؟! به آن حضرت داستان حرفهاى مفت و فتنهانگيزى را كه از حسودان شنيده مىشد بيان داشتم.
١٣٩١- محمّد ٦ فرمود: برادر جان! تو در ميان مردمى كه ماندهاى نسبت بمن همانند هارونى نسبت به موسى. و هارون در وظيفه خود كوتاهى نكرد.
|
اى آنكه ز عقل و فهم بيرونى تو |
از هرچه گمان برند افزونى تو |
|
|
فرمود نبى ٦ كه من چه موسى باشم |
وز روى برادرى چه هارونى تو |
|
اظهار نگرانى از نزديك
شدن جنگ جمل
١٣٩٢- ترديدى نيست كه شب من طولانى شده و غم براى من خانه
كرده است، زيرا از وضع امروز و حوادث آينده وحشت دارم.
١٣٩٣- حوادث فراوانى گريبان مردم را مىگيرد كه بسيار تلخ همانند تلخى هندوانه أبو جهل است.
١٣٩٤- آشوبها بسرعت دامن ملت را مىگيرد و دنبال آن فتنهها از حوادث آغاز آن مشروب و تقويت مىگردد.
١٣٩٥- آشوبهائى است كه بميدان هر ملتي فرود آمد مردان عدالت پيشه و مخلص را هم تحت فشار قرار دهد.
|
افسوس كه روزگار ما گشت تباه |
وز محنت و غصه روز ما گشت سياه |
|
|
از هر طرفى فتنه برآورد علم |
چون مور و ملخ كشيد بر خلق سپاه |
|