دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٣٧٣ - بيان اراجيف منافقان صاحب كينه
به خواسته خود برسند.
داستان قتل حىّ بن اخطب
١٣٨٢- او
فردى تلاشگر بود و براى كفر خود مىكوشيد و از روى ناچارى بجمع ما كشانيده شد.
١٣٨٣- ضربتى دردناك كه با شمشير فرود آمد گردنبندى (از خون) براى وى بوجود آورد و بقعر جهنم زنجير گرديد.
١٣٨٤- اين، پايان كار كافران است و كسى كه مطيع امر خدا باشد در بهشت جاودان فرود مىآيد.
|
آن كس كه بجهل و كفر خود محكم بود |
بر لوح دلش نقش هدايت كم بود |
|
|
ديديم كه در قعر جهنم جا كرد |
وز فوت و فناى او جهان خرم بود |
|
حرفهاى نامربوط منافقان عليه امام ٧ ١٣٨٥- خدا منافقان، دروغپردازان و بيهودهگويان را نابود كند.
١٣٨٦- مىگويند محمّد ٦ از تو عصبانى شده كه در ميان عاجزان و ماندهها تو را باقى گذاشته است.
١٣٨٧- اين عمل محمّد ٦ بخاطر اينست كه وى به تو ظلم كرده درصورتىكه او ستمگر نيست.
١٣٨٨- من كه اين وضع را ديدم شمشيرم را روى شانهام گذاشتم و از مدينه بيرون آمده بسوى محبتكنندهاى كه قدرت و نيكى داشت حركت كردم. (محمّد ٦ در جبهه جنگ.)
١٣٨٩- وقتى مرا ديد قلبش فرو ريخت و همانند برادرى مهربان از من سؤال