دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٣٤٧ - خطاب به همام بن اغفل ثقفى
پشت سر شما گفته شده پيش روى شما گفته نمىشود. (فرض كن كه گفته نشده است.)
|
دشمن كه كدورت است در سينهى او |
كم كن به وفاى خرمى كينهى او |
|
|
گر نقش صفا كنى رقم بر دل خويش |
آخر فكند عكس به آئينهى او |
|
هجران را بهتر از وصال
مىخواهم
١٢٧٠- شبهاى هجران را كه راه گشايش ندارد دوست دارم: زيرا اميدوارم كه
روزگار بزودى هجر را تبديل به وصال نمايد.
١٢٧١- از روزگار وصال خوشم نمىآيد، زيرا مىبينم هر چيزى براى از بين رفتن سرعت دارد.
|
هر نفس كه از طاس فلك خواهد دل |
شك نيست مرا كه عكس گردد حاصل |
|
|
از جستن وصل نقش هجران ديدم |
وز عكس شدم زود به جانان واصل |
|
علامت دوست واقعى
١٢٧٢- فريب
هركس را بعنوان دوست مخور، زيرا دوست علامتهائى دارد و در پيش وى نامههائى از
راز و نياز با خدا وجود دارد.
١٢٧٣- در آنچه ديگران آن را بلا و آزمايش مىدانند، خوشحال است و لذت مىبرد و نسبت به آنچه خدا انجام مىدهد خوشحال است.
١٢٧٤- محروميت، هديهاى است كه با او آشناست، بيچارگى براى وى، احترام و لطف موجود است.