دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٣٥ - شرح مقاتله ليلة الهرير
٤٣٢- آنگاه كه بفكر حرف باطل افتادى كه بگوئى، به جاى آن ذكر خدا را بگو.
|
اى برده به بام نه فلك توسن[١] فكر |
و ز طبع تو زاده هر نفسى معنى بكر |
|
|
آن دم كه به بيهوده دلت ميل كند |
بايد كه به جاى آن كنى حقّ را ذكر |
|
داستان ليلة الهرّير
در جنگ صفّين
يك شب حمله شديد شروع شد و براثر شدت حمله صداهاى سربازان درهم افتاده بود و نمايش
صداى سگها را مىداد لذا به ليلة الهرير معروف گرديد.
٤٣٣- شب تاريك است و قوچها به يكديگر شاخ مىزنند شيران مىغرند و بجان هم افتادهاند، فكر نمىكنم باهم صلح كنند.
٤٣٤- شيران بيشهاى كه در بحران نبرد براثر نشاط به غرور افتادهاند، دستهاى خوابيده و گروهى ديگر به رو افتادهاند.
٤٣٥- هركس سر خود را به سلامت ببرد سود كرده است.
|
شيران دلاورند امشب در جنگ |
سررشته فتح و نصرت آرند به چنگ |
|
|
دارند ز خون دشمنان هردم رنگ |
يا ربّ نشود توسن اين طائفه لنگ |
|
رستگارى در سايه
ازدواج
٤٣٦- مردى كه زن دارد و او را روى فرش مىخواباند سپس در خواب عميق فرو
ميرود رستگار است.
[١]- توسن: اسب سركش.