دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٣١ - بيان آئين مخالطت و مصاحبت
گفتگو با فاطمه ٣ موقع حركت براى جنگ ٤١٤- اى فاطمه ٣ ذو الفقار را براى من بياور، كه شمشير در روز جنگ برادر من است.
٤١٥- شمشير تيزم را بياور كه من در ميان مردمى كه بسوى ميدان جنگ در حركت هستند مىخواهم حركت كنم و به شترهاى مست حمله.
٤١٦- امروز لشكريانى كه همانند امواج دريا متلاطم هستند نيكخواهى را كه به مردم اعلام خطر مىكند مورد تهديد قرار دادهاند.
٤١٧- خيلى سريع آمدهاند و بفكر قتل من هستند، پدرت هم پيشكش آسمان گرديده و بمعراج رفته است.
٤١٨- اينان بفكر ويران كردن خانهها و قتل مردماند و همه مردم كه به تنگ آمده بمن پناه آوردهاند.
|
اى نور دو چشم من بياور شمشير |
تا جنگ كنم به دشمنان همچون شير |
|
|
هركس كه به قصد خون من گشت دلير |
گويا ز حيوة خويشتن باشد سير |
|
٤١٩- تا زنده باشم با حمله به دشمن، خدا را خوشنود گردانم تا به آرزوى خود برسم.
٤٢٠- آرزوى من اينست كه إسلام پيروز گردد و يا مرگ فرارسد و رگهاى گردنم قطع گرديده شهيد شوم.
|
خواهم كه ز فيض حقّ سعادت يابم |
آئين بزرگى و سيادت يابم |
|
|
شمشير زنم كه شرع دين فاش شود |
تا من بمراد خود شهادت يابم |
|