دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٣٠ - بيان آئين مخالطت و مصاحبت
٤١١- نه به نادانى ماندن تن در مىدهم و نه روش من است بلكه به هنگامى كه خيلى نيازمند به آن شدم مىپذيرم.
|
آئينه أسماء خدا شد دل من |
مجموعه اسرار قضا شد دل من |
|
|
تا شاه سراپرده اطلاق شدم |
از قيد كج و راست جدا شد دل من |
|
توضيح: نظر امام ٧ (قبول نادانى) مربوط به مسائلى است كه علل آن از اختيار إنسان خارج است و در دست خداست كه بايد تسليم خدا بود و در برابر وى ابراز وجود نكرد.
احتمال ديگر اينكه براى حفظ وحدت اجتماع در مسائلى كه مردم نمىتوانند حقايق را درك كنند، بايد مثل آنها نادان شد و خلاف مسير اجتماع گام برنداشت كه خلاف مسير اجتماع و افكار آن گام برداشتن يك نوع انتحار عنوانى است.
پيامبران الهى هم كه برخلاف مسير اجتماعى گام برمىداشتهاند با برنامه خاصى آغاز كرده و تكليف را به انجام مىرسانيدهاند و حساب آنان جداست.
٤١٢- اگر مردم مىگويند در وجود على ٧ نقص است، راست مىگويند، ذلت براى آزادمرد، نقص بزرگترى است.
٤١٣- توجه داشته باشيد كه گاهى محيط زمين با آن فراخى، براى ساكنان آن (بخاطر فشار) تنگ مىگردد و ناگزير از ميان نيزههائى كه فرود مىآيد مىتواند فرار كند.
|
هردم ز بيابان جفا قافلهاى |
آيند و كنند از من مسكين گلهاى |
|
|
ليكن چه كنم كه كرده تقدير خدا |
در گردن هر طائفهاى سلسلهاى |
|