دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٩٤ - رجز ابى سعيد بن ابى طلحه در احد
دختر حرب، هيزمكش جهنم (همسر أبو لهب).
٢٦٨- به رسول خدا ٦ ضربه زدى، خويشاوندى را با او بريدى، مثل كسى هستى كه سلامتى را با هلاكت معامله كند.
٢٦٩- از ترس أبو جهل از وى اطاعت كردى، سر هم از دم پيروى مىكند.
|
دشمن كه هميشه باد در قيد هلاك |
وز دست اجل باد گريبانش چاك |
|
|
از جهل چو دين خود به دنيا بفروخت |
شد تابع جاهلى سفيهى بىباك |
|
٢٧٠- متابعت تو از أبو جهل ننگى شد كه حاجيان به هنگام حج تو را سرزنش كنند و بر تو خاك بپاشند.
٢٧١- اگر محمّد ٦ نسبت به كينهى دشمنان نرم شود، دشمنانش مرا با نيزه و تير پوست مىگيرند.
٢٧٢- هيچگاه قدرت ندارند به محمّد ٦ حمله كنند مگر اينكه، اطراف آن حضرت، مردان فراوانى كه در جنگ استادند و شخصيت خانوادگى دارند، روى زمين ريخته شوند.
|
آن مه كه كند ميان جانم مسكن |
وز چهره او باغ دلم شد گلشن |
|
|
گردى نرسد به دامن حشمت او |
تا هست من شكسته را جان در تن |
|
رجز امام ٧ در جنگ بدر ٢٧٣- آى فرزند عتبه (وليد) مرگ و خسارت بر تو باد. از جام مرگ شربتى به تو مىنوشانم (و از عواقب آن باكى ندارم.)[١]
|
اى خصم كه نيست در تو يك شمه ز درك |
خواهم به تو دادن اين زمان شربت مرگ |
|
[١]- جمله آخر كه در پرانتز است ترجمه نصف شعر است كه در بعضى از نسخهها آمده است.