دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٤٩٣ - مفاخرت به علاقه فاطمه و حسنين
|
هرچند كه رفتى و در آغوش نهاى |
باللّه كه يك زمان فراموش نهاى |
|
|
چون روح تو از حجاب تن يافت خلاص |
در ديدهى أهل كشف روپوش نهاى |
|
١٨٥٥- جوانمردى كه سواركاران از او فرار مىكردند، گويا مىديدند شيرى به آنها حملهور شده است.
١٨٥٦- گاهى شير با شكوه خود از كنام دفاع مىكند و درندگان از هيبت او از شر ديگران نجات مىيابند.
١٨٥٧- محمّد ٦ نيرومند بود، سينهاى قوى داشت، در حمله پيشاهنگ بود، شير بود چه مورد حمله واقع شود و چه حمله كند.
١٨٥٨- جبهه مقدم جنگ بايد بر رسول خدا ٦ آنگاه كه گردنها برافراشته شده و سر يكديگر را مىشكنند گريه كند.
١٨٥٩- براى رسول خدا ٦ سواركارانى كه حمله كرده و گرد و خاك همانند ابر پائين به هوا بلند كردهاند بايد گريه كنند.
|
آن شاه كه اسب چرخ را زين كردى |
در عرصه پيادهها به فرزين كردى |
|
|
مطلق شد و از قيد بدن گشت خلاص |
وان رفت كه راه شرع تعيين كردى |
|
افتخار به محمّد ٦، فاطمه ٣ و حسين ٧ ١٨٦٠- من به نعمتى كه خدا از طبقه هفتم آسمان براى من فرستاد و مرا به آن اختصاص داد افتخار مىكنم. (اسلام، ذو الفقار يا فاطمه ٣ و محمّد ٦)
١٨٦١- در اطراف ميدان جنگ كسى را همانند من نمىيابى. من در إسلام آوردن از ديگران سبقت دارم، آنگاه كه طفل و زيبا بودم به إسلام گرويدم.