دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٣٨١ - مناجات با قاضى الحاجات
بريدن دشمن هستند.
١٤١٦- به دروغگو حيله مىزنند، بددل را رسوا مىكنند و بند نيزه را از خونى كه از پشت دشمن مىريزد سيراب مىسازند.
|
مردان سپاه ما دليراند همه |
در معركه بر مثال شيراند همه |
|
|
جمعى كه كمر به كين ايشان بستند |
گويا ز حياة خويش سيراند همه |
|
اظهار تشكر از عبد
العزيز بن حرث در صفّين
١٤١٧- جان خود را به كارى فروختى كه غيرتمندان از روى حياتى
كه دارند طاقت آن را ندارند، برادران غيرتدار محدوداند.
١٤١٨- خداى مردم پاداشى نكو به تو عنايت كند، زيرا دستهاى تو خدمت بزرگى به فضيلت و معنويت انجام داد.
|
اين كار كه از دست تو آمد امروز |
يا ربّ به مراد خويش گردى فيروز |
|
|
بر خود ز نهال عمر تا صبح قيام |
وز نام نكو گنج سعادت اندوز |
|
توضيح: در جنگ صفّين حدود هزار نفر از سربازان امام ٧ در محاصره قرار گرفتند، امام ٧ فرمود كيست كه خود را به آنان برساند و بگويد با اللّه أكبر و لا إله إلّا اللّه موضع خود را به ما اطلاع دهند تا ما به آنان كمك كنيم. عبد العزيز اين كار را قبول كرد و ديوار محاصره را شكست و پيغام امام ٧ را به محاصرهشدگان رسانيد. امام ٧ و أصحاب با شعار اللّه أكبر و لا إله إلّا اللّه خود را به محاصرهشدگان رسانيدند و آنان را نجات دادند.
و امام ٧ از عبد العزيز با دو شعر فوق تشكر مىكند.