دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٣٧٦ - پيام به معاوية بن أبي سفيان
شكايت امام ٧ از طلحه و زبير ١٣٩٦- روز من از دست كارهاى زبير و طلحه كه مرا ناراحت مىسازد بسيار طولانى است.
١٣٩٧- اين دو نفر نسبت بمن ظلم كردند، درصورتىكه خدا را گواه مىگيرم كه من براى ظلم به مردم گامى برنداشتهام.
|
جمعى كه به كام ما نمودند چه شهد |
كردند به دوستى بسى بيعت و عهد |
|
|
هرچند كه از جانب ما برگشتند |
ما را همه در صلح و صفا باشد جهد |
|
پيام براى معاويه
١٣٩٨- كيست
كه آنچه را مىگويم (به معاويه) برساند، حرف مرا بطور حتم فرستادهاى به او
مىرساند.
١٣٩٩- به معاويه پسر صخر بگوئيد كه اگر جستجو و فعاليت براى رسيدن به رياست نتيجه داشت، كوشش خود را انجام دادى.
١٤٠٠- با بزرگوارانى كه اصالت خانوادگى و شخصيت دارند مبارزه كردى.
١٤٠١- ايشان پيامبر ٦ را يارى كردند و آنگاه كه به سختى افتاده بود، درخواست كمك به وى را پاسخ مثبت دادند.
١٤٠٢- اصحاب پيامبر ٦ از آن حضرت دفاع مىكردند و دندان جنگ آنچنان در بدن آنان رخنه كرده بود كه سستى در آن راه نداشت.
|
تا چند كسى راه ضلالت گيرد |
وز جور و ستم رنگ جهالت گيرد |
|