دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢١٧ - خطاب به مرحب خيبرى و جواب جواب او
٧٤٢- من بخاطر يارى دين خدا، دست از دنيا كشيدم و اين گام را برداشتم و اين خاطره را تا گور در دل دارم.
|
چون خم ز شراب شوق او مىجوشم |
وز جام فنا مى بقا مىنوشم |
|
|
جانم سپر بلاست در راه خدا |
تا هست رگى در تن و من مىكوشم |
|
سخن با أسامة بن زيد
اعور
٧٤٣- ميان ما كسى مىتواند حكومت كند كه در دستش شمشير تيز و برنده باشد.
٧٤٤- شمشير آبدارى كه مثل بلور مىدرخشد و در دست برق مىزند و ضربه فرود مىآورد،
٧٤٥- شمشير برندهاى كه مىشكافد و از ضربهى آن آتش مىبارد در دست من است.
٧٤٦- ما مردمى هستيم كه دين ما حقّ است و در جنگ خيلى پشتكار و استقامت داريم.
|
تيغم كه به تيزى گذرد از جوشن |
وز پرتو آن شود جهانى روشن |
|
|
چون برق به هر طرف فشاند آتش |
وز غايت سختى است دلش چون آهن |
|
پاسخ اسامه به امام ٧ ٧٤٧- آى همسايه خوب حكمكنندهاى ميان ما معرفى كردى (العياذ باللّه) خدا تو را لعنت كند در جاى خود بايست.
٧٤٨- در دست راستم نيزهى گندمگونى است كه از سر آن آتش مىبارد.
٧٤٩- كلاهخودم سرم را رنگين ساخته و تاكنون ذرهاى شمشير در آن كارگر