دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢١٤ - خطاب به اسامه بن زيد اعور
٧٣١- سفيدى مو علامت مرگ مو و سپس مرگ خودت به دنبال مرگ موست.
٧٣٢- آنگاه كه ديدى سفيدى تمام موها را گرفت دنبال آن، خطر! خطر! و خطر مرگ است.
|
روزى كه شود موى سر و ريش سفيد |
از رشتهى عمر خويش كن قطع اميد |
|
|
پايان حيات هركه باشد مرگ است |
آرى به جهان كسى نماند جاويد |
|
در سوك حضرت محمّد ٦ ٧٣٣- مردمك چشم من بودى و سياهى چشم من برايت گريست.
٧٣٤- هركس مىخواهد بعد از شما بميرد، من از مرگ شما مىترسيدم.
|
رفتى و نماند ديده را نور بصر |
مردم ننشينند در آن خانه دگر |
|
|
امروز كه چون گنج نهانى در خاك |
عيب است اگر كنم به غير تو نظر |
|
صبر در مصيبتها
٧٣٥- مردمى
كه خودشان صبر ندارند، بمن مىگويند صبر كنم، در صبر كردن من چيزهائى تلختر از
صبر[١] وجود دارد.
٧٣٦- تسليتدهنده تسليت مىگويد و دنبال كار خود مىرود و صاحب عزا در آتش فراق كه سوزانتر از آتش دنياست مىسوزد.
|
هر دل كه عنان به دست احباب سپرد |
او را به سخن نمىتوان بازآورد |
|
[١]- صبر به فتح صاد و كسر باء داروئى تلخ است كه براى اسهال مفيد است.