دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٨٠ - مذمت بعضى مردم كه به معنى بهائمند
|
هر چيز كه مقصود تو باشد اي دل |
از خود به طلب كه هرچه خواهى مائيم |
|
ستايش از علم و تقبيح جهل
٦٠٣- علم به خدا
جمعكننده اقسام شكر است و خدانشناسى گردآورنده حقناشناسى و كفر.
|
هر دل كه ز علم معرفت يافت كمال |
غافل نشود ز شكر حقّ در همه حال |
|
|
و ز جهل يكى كه ماند در قيد ضلال |
پيوسته كند نغمهى حقّ را پامال |
|
توضيح صفاى باطن على ٧ ٦٠٤- آنگاه كه مشكلات براى من فرياد كشيدند، سختىهاى آن را با دقت برطرف مىگردانم.
٦٠٥- اگر در فكرم مسئلهى مبهمى برق زد كه چشم من آن را نمىتواند بررسى كند و ببيند و فكرم گنجايش آن را ندارد، (از ديگران كمك مىخواهم)
٦٠٦- ضعف فكر من بخاطر اين است كه بمسائل پنهانى كه مربوط به دستگاه خداست مربوط مىشود، در اين صورت، فكر صحيح را بر روى مشكلات مىگذارم (از خدا و دانايان كمك مىخواهم تا مشكل حل گردد.)
|
چون شد دل من پاك معارف پيشه |
هرگز نكنم ز غير حقّ انديشه |
|
|
تا ببر بيان شدم به ميدان سخن |
در بحر محيط عقل دارم بيشه |
|
٦٠٧- فكرى قاطع دارم كه همانند شمشير چابك لباسهاى حوادث را با آن مىشكافم.
٦٠٨- صدائى همچون صداى شتر مستى كه سازگار باشد و زبانى همچون