دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٧٨ - بيان جامعيت حقيقت انسانى
|
گر قهر كنى سزاى آنيم همه |
ور عفو كنى غايت لطف است و كرم |
|
حقيقت انسانى
٥٩٩- دواى تو در وجودت نهفته است و درك
نمىكنى، درد هم از خودت سرچشمه گرفته و دقت نمىنمائى.
٦٠٠- فكر مىكنى موجود ضعيفى هستى درصورتىكه جهان بزرگ در وجود تو پيچيده است.
|
خواهى كه شود قطره به دريا واصل |
بگذر ز تعيّنى كه دارى اي دل |
|
|
از بهر تو قطرهايست درياى محيط |
زنهار كه از خويش نگردى غافل |
|
***
|
عالم كه در آن نور خدا جلوهگر است |
لوحيست كه مجموعه هر خير و شر است |
|
|
انسان كه از او منتخبى مختصر است |
از هرچه كسى گمان برد بهرهور است |
|
توضيح: انسان از نظر دستگاه خلقت، اسرار فراوان از تمام جهان دارد و از نظر معنويت، اگر بحد كمال رسيد قلبش جايگاه خدا مىگردد: «قلب المؤمن عرش الرّحمن»
٦٠١- تو آن كتاب درخشانى هستى كه با حرف آن، پنهانها آشكار مىگردد.
٦٠٢- بنابراين نيازى ندارى كه به تو بگويند وجودت با چه حروفى نوشته شده است.
|
مجموعه اسرار الهى مائيم |
لوح و قلم و حرف سياهى مائيم |
|