دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٥٤ - در مرثيه پدر بزرگوار و ذم قريش
٥٠٣- نه كسى كه بدخواه من است به من زيان مىزند و نه كسى كه قبل از من مرده است مرا جاويدان خواهد ساخت.
٥٠٤- من و كسى كه قبل از من مرده است مثل كسى هستيم كه به زيارت دوست مىرويم و يا اينكه روز و شب باهم قدم مىزنيم.
|
خواهند گروه دشمنان مردن من |
و ز چنگ عقاب مرگ آزردن من |
|
|
نى هستى اين طائفه خواهد ماندن |
نى نيز ميسر است جان بردن من |
|
تولد و مرگ همراهاند
٥٠٥- مرگ نه
پدر را مىگذارد و نه فرزند را. اين راه ادامه دارد تا روى زمين هيچ جاندارى
نماند.
٥٠٦- پيامبر إسلام ٦ براى ملت خود جاويد نماند، اگر قبل از محمّد ٦ كسى مانده بود، وى هم مىماند.
٥٠٧- مرگ، ما را هدف گرفته و تيرهاى او خطا نمىكند. اگر كسى امروز از تير مرگ نجات يافت، فردا هدف قرار مىگيرد.
|
از تير اجل كسى نخواهد جان برد |
هر شخص كه زاد عاقبت خواهد مرد |
|
|
بىمرگ حيات ما ميسر نشود |
آرى نبود صافى دنيا بىدرد[١] |
|
٥٠٨- براى گريه و ناله در آخر شب بيدار شدم تا براى مرگ پير و رئيس محترم خود زارى كنم.
٥٠٩- براى أبو طالب (پدر على ٧) كه پناهگاه فقيران، خداوند سخاوت و صبر كه نه فرزند ناباب داشت و نه ترسو بود گريه مىكنم.
[١]- كلمه درد مثل كلمه گرگ به معناى تهنشين، لرد رسوبات ته ظرف است.