دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٤١ - بيان توقف جميع امور به امر خداوند غفور
٤٥٤- توجه داشته باشيد كه چهبسا شخص بزرگوار تصميم مىگيرد و براثر تصميم شمشيرى تيز و آتشبار مىگردد.
٤٥٥- شمشير تا موقعى كه در غلاف است ارزش شمشير ندارد بلكه آنگاه كه از غلاف بيرون آمد و خودنمائى كرد ارزش پيدا مىكند.
|
اى با همهكس ز عقل و دانش زده لاف |
گر نيست در آنچه گفتهاى رنگ گزاف |
|
|
آثار كمال و فضل خود ظاهر كن |
تا چند بود تيغ تو پنهان به غلاف |
|
كسب فضيلت با زحمت
زياد
٤٥٦- اى كسى كه از من بد مىگوئى كه چرا خود را به زحمت انداختهام، و شب در
مرغزار بىخوابى حركت مىكنم. (و شب را بيدارم)
٤٥٧- پاسخ تو اين است كه وقتى جوانمرد برق پيروزى را احساس كرد، مىبيند بىارزشترين چيزها كه از دست داده خواب لذتبخش شب بوده است.
|
اى كرده هوس كه مرد دانا باشى |
در علم و نظر واقف و بينا باشى |
|
|
بايد كه ز خواب و خور مبرا باشى |
تا همچه ملك از همه اعلى باشى |
|
امر به مسافرت
٤٥٨- براى بدست
آوردن شخصيت بايد به غربت بروى و مسافرت كنى، زيرا در مسافرت پنج فائده وجود دارد:
٤٥٩- برطرف شدن غم و غصه، بدست آوردن بودجه زندگى، كسب دانش، اطلاع از آداب زندگى و رفيق شدن با بزرگواران.
|
جمعى كه رموز عشق دريافتهاند |
كام دل خويش در سفر يافتهاند |
|