إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٨٦ - باب سى و چهارم در قناعت
و روايت شده كه مراد از رزق در آيه: لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَناً[١] قناعت است، زيرا قناعت رضايت نفس است به آنچه كه از روزى بدست آمده باشد اگر چه اندك باشد.
و گفته است يكى از علما كه: بىنيازى و عزت جولان و خود نمائى كردند و چون قناعت را ديدند آرام گرفتند (يعنى بىنيازى و عزت در قناعت است).
و مرويست كه روزى حضرت امير المؤمنين ٧ از درب دكان قصابى عبور ميفرمود كه گوشت بسيار فربهى داشت، عرضكرد: يا على گوشت بسيار خوبيست، از آن خريدارى كنيد، فرمود: پول آن را حاضر ندارم، عرضكرد: نسيه ببريد و من صبر ميكنم تا هر گاه خواستيد بدهيد، فرمود: چنين نكنم بلكه من صبر ميكنم بر گوشت نخوردن (و خود را مقروض نمينمايم)[٢].
سپس فرمود خداوند پنج چيز را در پنج چيز قرار داده، عزت را در طاعت (خود) و ذلت را در معصيت، و حكمت (و ياد گرفتن علم) را در شكم خالى (شايد مراد خالى از حرام باشد) و هيبت و سطوت را در (خواندن) نماز شب، و بىنيازى از مردم را در قناعت.
و نوشته است در زبور حضرت داود ٧ قناعتكننده ثروتمند
[١]. ٥٨- الحج
[٢]. روايات زيادى از ائمه« ع» وارد شده در مذمت قرض كردن از جمله حضرت امير المؤمنين( ع) فرموده: ثلثة قليله كثير، القرض، و المرض، و النار، سه چيز است كه اندك آن هم بسيار است، قرض، بيمارى، و آتش و اين در صورتى است كه انسانى سخت ناچار و مجبور نباشد.