إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٦٠ - باب بيست و نهم در اميدوارى بخدا
كه فرمود: خدا تعجب ميكند از نااميدى بندگان خود با اينكه رحمتش بر هر چيزى وسعتش بيشتر است.
و مرويست كه حضرت امام زين العابدين ٧ مشاهده كردند (يكنفر) زهرى را[١] كه بواسطه جنون و ديوانگى ميخنديد فرمود:
چرا اين مرد چنين شده؟ گفتند كسى را كشته و از خوف خدا ديوانه شده، فرمود: نااميدى او از خداوند گناهش بيشتر است از قتلى كه مرتكب شده.
و سزاوار است كه بنده گمان خوب بخداى داشته باشد زيرا وسيله بزرگى است براى سعادت او، و چه بهتر از اين مىشود كه خداى تعالى فرمايد من نزد گمان خوب بنده خود هستم.
(و منقولست) يكى از علماء در خواب ديد عالمى را (كه فوت شده بود) بمقام عالى و ارجمند، از او سؤال كرد بچه سبب باين مقام رسيدى؟
گفت: بواسطه حسن ظنّى كه بخدا داشتم، و كسى بخير و خوبى دنيا و آخرت نميرسد مگر بداشتن حسن ظنّ بخدا.
[١]. زهرة زمينى يا قريه بزرگى بوده نزديك مدينه كه طايفهئى از قريش در آنجا زندگى ميكردند.