إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٥٨ - باب بيست و نهم در اميدوارى بخدا
اگر كسى حقوقى كه بر او است ادا كند هر آينه ايمنست از آتش جهنم و هيچ كسى را بر خدا حجتى نيست، و بين پروردگار و كسى خويشى و قرابتى نيست.
و علت آنكه خداوند قصه حضرت آدم ٧ را در قرآن بيان فرموده است كه بواسطه خوردن دانهاى از بهشت خارجش كرد براى عبرت گرفتن شما مردم است.
چنان كه حضرت أمير المؤمنين ٧ در تسبيحاتش ميگفت:
سبحان من جعل خطيئة آدم عبرة لاولاده، منزّه است آن خدائى كه قرار داد عقوبت خطاى آدم را عبرت و پند و سبب راهنمائى فرزندان آدم.
و مراد آن حضرت آنست كه آدم كه پدر أنبياء و همه شما است عاصيش ناميد بواسطه خوردن دانهاى و از بهشت بيرونش كرد، پس چگونه شما با اينكه اين همه حرامها ميخوريد اميدوار برحمت او هستيد! و نيست اين مگر طمع بيجاى بزرگى در پيشگاه خداوند و خوف و رجا در قلب مؤمن همانند دو بال مرغست پس اگر نقصى در يكى از آنها وارد شد آن ديگرى هم طبعا ناقص مىشود (زيرا اگر خوف او بيشتر گرديد نااميد مىشود و اگر رجايش بيشتر شد معصيت ميكند) و چون چنين شد نقص در قلب و عملش وارد مىشود.
پس سزاوار است كه بنده آنچنان اميدوار بخدا باشد كه گوئى مىبيند عفو و كرم و رحمت خدائى را، و چنان خائف باشد كه خود را مقصّر درگاه الهى بداند و اطمينان بقبولى اعمال خود نداشته باشد و اعتماد بعمل خود نكند بلكه حسن ظنّ بخدا داشته باشد و تضرع و زارى نمايد بدرگاهش.