إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٥٤ - باب بيست و هشتم در ترس از خدا
و فرموده: إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ[١] خوف و خشيت از خدا براى اهل علم است و بس (و ساير مردم چون بخدا جاهلند كمتر و يا اصلا نميترسند).
و خوف از خدا از ثمره علمست، و علم ندارد كسى كه از خدا خوف ندارد، و خوف (همانند) چراغيست كه انسانى بسبب آن هدايت مىشود در تاريكيهاى ظلمت جهل بسعادت هميشگى، و خوف از خدا اين نيست كه فقط آدمى چشمان خود را بمالد و گريه كند و اشك بريزد، جز اين نيست كه اين خوف دروغيست زيرا خوف واقعى آنست كه ترك نمايد تمامى گناهانى كه وعده عذاب براى آن داده شده، و اگر مردم از آتش جهنم ميترسيدند آنچنان كه از فقر ميترسند هر آينه ايمن از آن ميشدند.
و از صفات مؤمن آنست كه اطمينان قلب پيدا نميكند از آتش جهنم و آرام نميگيرد تا گاهى كك از پل صراط گذر كند و بدرب بهشت رسد، و هر كه در دنيا خائف از خدا باشد در قيامت ايمن خواهد بود.
چنان كه خداى تعالى ميفرمايد: بعزّت و جلال خودم قسم است كه بر هيچ بندهئى دو ترس را جمع نميكنم و از براى هيچ بندهئى دو أمن را قرار نميدهم پس هر كه در دنيا ايمن باشد از من در قيامت او را خواهم ترسانيد و هر كه در دنيا از من بترسد در قيامت او را ايمن خواهم ساخت، و هر كه از خدا خائف باشد هر دقيقه انتظار عقوبت دارد.
و خوف از هيچ قلبى مفارقت نميكند مگر آنكه از ايمان خراب باشد، و هميشه بياد خدا بودن سبب خوف از او مىشود و از علائم خوف قصر امل و جديّت در عبادت و پرهيز از حرام است.
[١]. ٢٨- فاطر