إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٢ - باب بيست و ششم در ورع و تقوى
مؤمنهاى حوريه[١].
و چه بسيار ميشد كه حضرت أمير المؤمنين ٧ ميفرمود بقنبر[٢]
[١]. از اين روايت معلوم مىشود كه اگر زن و شوهرى نيكوكار و صالح باشند و در قيامت به بهشت بروند، در بهشت هم زن و شوهر خواهند بود، و اگر زنى دو يا سه و يا بيشتر شوهر كرده باشد و همه اهل بهشت باشند زن را مخير ميكنند كه يكى از آنها را انتخاب كند.
[٢]. قنبر غلام حضرت امير( ع) و شاهزاده بوده و آن حضرت در وصفش فرموده:
\sُ انى اذا أبصرت شيئا منكرا\z أوقدت نارى و دعوت قنبرا\z\E من هر گاه به بينم كسيرا كه عمل بد و بر خلاف دين مرتكب مىشود آتش خشم و غضب خود را مىافروزم و قنبر را صدا ميزنم، و از قنبر پرسيدند غلام كيستى؟ گفت مولاى من آن كسى است كه با دو شمشير جنگ كرد و با دو نيزه دشمن را ميزد؛ و بدو قبله نماز خواند، و دو مرتبه با رسول خدا بيعت كرد، و دو مرتبه هجرت كرد، و چشم بهمزدنى كافر نشد بخدا، من غلام صالحترين مؤمنان و وارث پيغمبران و بهترين اوصياء و بزرگترين مسلمانان و يعسوب المؤمنين و نور المجاهدين و رئيس گريهكنندگان( از خوف خدا) و زينت عابدان على بن ابى طالب( ع) هستم و در ارشاد شيخ مفيد است كه حجاج ملعون گفت ميل دارم يكنفر از محبين أبو تراب را بيابم و بكشم، اطرافيانش گفتند قديمىتر از قنبر سراغ نداريم، دستور داد او را بياورند، چون قنبر را آوردند؛ حجاج گفت تو بنده على هستى؟ قنبر گفت بنده خدا هستم و على ولينعمت منست، حجاج گفت از دين على بيزارى بجوى، فرمود تو مرا هدايت كن بدينى كه بهتر از دين على باشد، آن ملعون گفت حال كه بيزارى نمىجوئى تو را ميكشم؛ فرمود: مولايم چنين خبر داده، و گفتگوهائى بميان آمد تا بالاخره قنبر را شهيد كرد، و قبرش در ثوبه كنار قبر كميل است و بعضى گويند كه در حمص بين شام و حلب است.