إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢١٠ - باب پنجاهم در توحيد و معرفت رب مجيد
و منقولست كه مردى عرض كرد بحضرت صادق ٧ چه كسى را عبادت ميكنى؟ فرمود خدا را، عرض كرد آيا ديدهاى او را؟ فرمود با چشم سر نميتوان ديد و ليكن بديده قلب بسبب حقيقت ايمان ميتوان او را مشاهده كرد[١] و بقياس با موجودات ديگر نتوان او را شناخت، شباهتى بمردم ندارد، وصف مىشود بآيات (و نشانههاى عالم آفرينش) و شناخته مىشود بعلامات و هيچ گاه در حكمش ظلم و جور نميكند ذلك اللَّه لا اله الا هو ربى عليه توكلت و اليه انيب.
و مرد ديگرى بآن حضرت عرض كرد: خبر دهيد مرا كه مكان خدا كجاست؟ فرمود واى بر تو بگو بدانم خدا كجا نيست كه بتو بگويم مكان او كجاست؟!
[١]. بدان كه بعضى از محققين گفتهاند كه غير از رؤيت حيوانى رؤيتى ديگر هست كه خاصه انسان است و اين چنانست كه همگى ظاهر و باطن و قوى و حواس بيننده بمنزله بصر مىشود و اين بثبوت رسيده چنان كه حضرت رسول٦ از عقب سر ميديد آنچنانى كه از پيش روى ميديد، و نيز از حضرت موسى( ع) سؤال كردند كه از كجا دانستى هنگام مناجات كه آن كلام از حقست؟ فرمود: چون از جميع جهات مىآمد و من بجميع ذرات وجودى خود آن را مىشنيدم، و اگر خواهى كه اين را خوب دريابى از اينجا بياب كه تو هر گاه زيد را ديدى تو را علمى خاص بزيد حاصل مىشود كه اصلا شك و وهم را در آن مجال تصرف نيست و اين رؤيتيست، و چون چشم برهم نهى و بخود متوجه شوى همان بعينه بخودت حاصلست در مرتبه اعلى كه گويا تمام اجزاء بيرون و اندرون و حواس و قواى تو در آن وقت چشم شدهاند كه تو خود را بآن ميبينى و اين رؤيت خاصه انسانيست و بجهت تفرقه اين رؤيت از رؤيت حيوانى اين را بصيرت نام نهادهاند و مؤيد اين مطالب آيه و تريهم ينظرون اليك و هم لا يبصرون و نيز آيه و لكن تعمى- القلوب التى في الصدور و آيه شريفه و لهم اعين لا يبصرون بها و لهم آذان لا يسمعون بها كه اشاره است ايشان را رؤيت حيوانيست نه رؤيت انسانى