إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٦٧ - باب چهل و ششم در بيانات امير المؤمنين و ائمه هدى(ع)
و اندوهى از گذشته خود نداريد و شما را بهمان بهشتى كه (پيغمبران) وعده دادند بشارت باد.
و فرمود: هر كه بپوشاند يكى از فقراء مسلمين را يا او را در زندگى اعانت كند خداى تعالى هفت هزار ملك بر او موكل نمايد كه تا نفخ صور براى او طلب آمرزش كنند.
و فرمود: ٧ هر كه بپوشاند مؤمنى را در حالى كه خود فقير باشد خداى تعالى از استبرقهاى بهشتى وى را بپوشاند، و هر كه لباس دهد مؤمنى را در حالى كه ثروتمند باشد خداى عز و جل (عيوب) او را بپوشاند تا زمانى كه آخرين قطعه كهنه آن لباس موجود است.
و منقولست كه مؤمنى در مملكت پادشاه جبارى بود آن جبار قصد او كرد و آن مؤمن فرار كرد و بخانه مشركى پناه برد و آن مشرك وى را جاى داد و باو مهربانى كرد و مهمانى نمود و چون وفات يافت پروردگار باو وحى فرستاد كه اگر در بهشت جايگاه مشركين بود تو را در آن ساكن ميگردم و ليكن بهشت حرامست بر كسى كه در حال شرك بميرد، سپس امر فرمود تا او را در آتش بردند و امر فرمود بآتش كه او را اذيت نرساند و غذاى او را غير از غذاى اهل جهنم مقرر فرمود.
و فرمود: نبى اكرم ٦ هر كه سرور داخل دل مؤمنى كند خداى تعالى آن سرور را مثالى خواهد كرد كه با او از قبر بيرون آيد و او را بكرامت و سرور از جانب خدا بشارت خواهد داد تا گاهى كك داخل بهشت گردد[١] (و سرور: اطعام و يا هديّه و يا خورسند كردن مؤمنست بزبان
[١]. حكما را بحث مفصلى است بر ضد يك ديگر در موضوع تجسم اعمال كه بعضى قائل به تجسم اعمال هستند مانند شهاب الدين سهروردى و صدر الدين شيرازى و چند نفر ديگر، و بعضى قائل نيستند و گويند چگونه ممكن است چيزى عرض باشد و جوهر شود! يعنى چگونه مىشود كه نماز هيكلى شود مانند انسان و دلائل ديگر كه ميگويند، و ليكن در جواب ايشان بايد گفت كه اين روايت و روايات ديگر دلالت صريح دارد بر تجسم اعمال و پيغمبر راستگو است زيرا كذب از ارجاس است و خدا آن را از پيغمبر نفى فرموده در آيه تطهير، و نيز فرموده: و هو لا ينطق عن الهوى ان هو الا وحى يوحى.
عرض( چيزى كه اگر در خارج پيدا شود بايد بچيز ديگر بستگى پيدا كند و قيام ذاتى ندارد مانند رنگها) جوهر( بخلاف عرض مانند اجسام).