إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٢٤ - باب چهل و يكم در فراست و آثار و چگونگى پيدايش آن
كنيد اگر راست ميگوئيد (و دوست خدا هستيد و شوق لقاى او را داريد زيرا كسى از مرگ ميترسد كه براستگوئى رفتار ننموده باشد) و دوست كسى است كه لقاى دوست را بخواهد، و صدق و راست گفتارى علامت معرفت و خداشناسى است و ترس و وحشت از او و توجه باو داشتن است.
و هر كه با خدا براستى و راستگوئى معامله كند اگر چه در يك ساعت باشد بهتر است از يك سال جنگ كه در راه خدا با شمشير جنگ نمايد و هر كس اين چنين باشد خداوند نور فراست را باو عطا فرمايد كه بسبب آن مىبيند (بچشم باطن) تمام عجائب دنيا و آخرت را.
پس بر شما باد براستگوئى در همه احوال حتى در چيزهائى كه گمان ميكنيد براى شما ضرر دارد زيرا راست گفتارى هيچ گاه ضررى نميزند و بپرهيزيد از دروغ در همه اوقات حتى در آنچه كه گمان نفع در آن داريد زيرا دروغ ضرر دارد كه نفع ندارد[١].
[١]. دروغ از صفات رذيله و خبيثه و از جمله گناهان كبيره است و ليكن نه در همه جا زيرا در چهار موضع دروغ را تجويز كردهاند اول در جايى كه راست گفتن مفسده بر آن مترتب شود كه باعث ضررى يا قتلى يا بر باد رفتن آبرو يا مال گردد چه در حق خود يا برادر مسلمانش باشد.
دوم- بجهت اصلاح بين دو نفر يا خود سخنى گفته كه اگر اقرار نمايد باعث فتنه و فساد يا كدورت مؤمنى شود.
سوم- بزن يا فرزند خود در بعضى از موارد.
چهارم- در جنگ با اعداء دين بجهت غلبه بر دشمن.
الحاصل در هر حال كه فائده شرعيه بر دروغ گفتن مترتب شود جايز است، اگر چه در تمام موارد بهتر توريه كردنست يعنى بنوعى بگويند كه ظاهرا صحيح باشد، مثلا درب خانه كسى سؤال كرد فلانى اينجا است يا بگويد در خانه است؟ بگوئى اينجا نيست و مرادت درب خانه باشد كه حاضر نيست.
و ليكن اى برادر تا توانى توريه هم مكن و دست از راستى و راستگوئى باز مدار كه گفتهاند: النجاة في الصدق كما أن الهلاك في الكذب.