إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٢ - باب بيست و دوم در فضيلت نماز شب و آثار آن
هر شب مشغول نماز ميبود و هنگام سحر كه ميشد اين اشعار را ميخواند.
|
الا يا عين ويحك اسعدينى |
بطول الدمع في ظلم الليالى |
|
|
لعلّك في القيمة ان تفوزى |
بحور العين في قصر اللئالى |
|
اى دو چشم من مرا جزو سعدا كنيد بريختن اشك در شبهاى تار ظلمانى شايد بدان واسطه در بهشت روم و با حور العين محشور باشم.
و منقول است از عابدى كه گفت شبى در خواب ديدم كنار نهرى بودم كه آب آن از مشك و اطراف آن درختانى از لؤلؤ بود و دختران بيشمارى ديدم با لباسهاى عالى و صورتهائى همچون ماه و ميگفتند:
سبحان اللَّه المسبّح له بكلّ لسان سبحانه سبحان الموجود في كلّ مكان سبحانه سبحان الدائم في كلّ الازمان سبحانه، پس سؤال كردم از آنها شما چه كسانيد؟ در جواب اين شعر را گفتند:
|
ذرأنا اله النّاس رب محمّد |
لقوم على الاطراف بالليل قوم |
|
|
يناجون ربّ العالمين الههم |
و تسرى هموم القوم و الناس نوم |
|
خلق فرموده ما را خداى مردم پروردگار محمّد ٦ براى آن مردمى كه شبها را بيدارند و با خداى خود مناجات ميكنند و از ترس او اشك ديدگانشان بر صورتشان جاريست در حالى كه مردم بخواب هستند