إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٨٣ - باب دوم در زهد در دنيا
يعنى ده يك گير (باجگير و گمركچى و راه دار). ٣- شرطى، يعنى گزمه و همكار داروغه. ٤- شاعر و مراد شعر غير حكمت و نصيحت است. ٥- صاحب عرطبه، يعنى نوازنده ساز يا نقارهچى و دهل زن.
() ٦ صاحب كوبه و آن نيز نوازنده يكى از آلات مذكور است. اين شش طايفه گناهشان مانع است از اين كه درخواستشان روا گردد.
و قال: ما عاقبت احدا عصى اللَّه فيك بمثل ان تطيع اللَّه فيه وضع امر اخيك الى احسنه و لا تظننّ بكلمة خرجت منه شرا و انت تجد لها في الخير محملا و من كتم سرّه ملك امره و كانت الخيرة بيده و من عرض نفسه للتّهمة فلا يلومنّ الا نفسه و لا يلومنّ من اساء به الظّنّ و عليكم باخوان الصّدق تعيشوا في اكنافهم و لا تهاونوا بالحلف فيهينكم اللَّه و لا تتعرّضوا لما لا يعنيكم و عليكم بالصّدق فهو النّجاة و المنجاة و احذروا عدوكم من الجن و الانس و لا تصحبوا الفجّار و استشيروا ذى الدّين و النّصيحة ترشدوا و واخوا الإخوان في اللَّه و لا تعيبون شيئا تأتون بمثله.
در مقام عقاب و انتقام از متجاوز بهترين راه اين است كه خدا را در باره او اطاعت كنى.
(شايد مراد اين باشد كه از حدود الهى در انتقام از او تجاوز نكن و اكتفا كن به آنچه خداى متعال در باره او حكم تعيين فرموده) و قرار ده امر برادر دينى خود را در بهترين مورد آن. و هر گاه كلمهاى از دهان او خارج گرديد گمان بد و شرّ در باره او مبر و تا جايى كه ممكن است آن را حمل به خير كن، و كسى كه راز خود را پنهان دارد اختيار كار خود را دارد و مالك امر خود مىباشد، و هر كس خود را در معرض تهمت در آورد پس ملامت نكند مگر