إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٢٥ - باب سيزدهم در مبادرت به عمل
چگونه پدرى بودم براى تو در دنيا؟ آيا تو را تربيت نكردم؟ و به تو غذا ندادم و از زحمت خود طعام تو را فراهم نكردم؟ و تو را لباس نپوشاندم؟ و تو را به آداب و حكمتها آشنا نكردم و قرآن كريم را به تو نياموختم؟ و دختر نيكويى از قوم خودم به تو تزويج نكردم؟ و نفقه تو و زوجهات را در زندگى خود ندادم. و مال خود را بعد از وفاتم در اختيار تو قرار ندادم؟ پسر مىگويد: اى پدر آنچه فرمودى همه راست است. الحال بگو حاجت تو چيست؟ مىگويد: اى پسر ميزان اعمال من سبك است و سيئات من سنگين است. ملائكه مىگويند: كفّه حسنات تو احتياج به يك حسنه دارد تا سنگين شود. از تو مىخواهم كه يك حسنه و ثواب به من ببخشى تا با آن ميزان خود را سنگين كنم در اين روزى كه خطر آن عظيم است؟
سپس فرمود: فرزند به پدر مىگويد: به خدا قسم من هم مىترسم از آنچه كه تو از آن مىترسى و قدرت ندارم كه از حسنات خودم چيزى به تو بدهم، پس فرمود: پدر از نزد فرزند مىرود در حالى كه گريان است و از خوبيهايى كه در دنيا به فرزندش كرده پشيمان است.
و كذلك قيل: انّ الأمّ تلقى ولدها في ذلك اليوم فتقول يا بنيّ ا لم يكن بطنى لك وعاء فيقول بلى يا امّاه فتقول أ لم يك ثديى لك سقاء فيقول بلى يا امّاه فتقول انّ ذنوبى قد اثقلتنى فاريد ان تحمل عنّى ذنبا واحدا فيقول اليك عنى يا امّاه فانّى مشغول بنفسى فترجع عنه باكية و ذلك تأويل قوله تعالى: فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ.
و همچنين گفته شده كه: در آن روز مادر فرزندش را ملاقات