إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٤٤ - باب پنجم در ترسانيدن بندگان به وسيله كتاب خدا
كه آن را ذى غصه مىنامند به جهت اين كه در گلوى آنها مىماند و فروبردنش براى آنها سخت است و عذابى دردناك است، و آبى به آنها مىدهند كه از گرمى و داغى احشاء و امعاء آنها را قطعه قطعه مىكند. پس به خازنين جهنم مىگويند كه از خداى خود بخواهيد كه يك روز عذاب ما را تخفيف دهد. به آنها گفته مىشود: آيا پيغمبران خدا بر شما وارد نشدند و در ميان شما مبعوث نگرديدند و احكام الهى را براى شما بيان نكردند؟ عرض مىكنند، بلى پيغمبران آمدند. گفته مىشود: دعا كنيد و هر چه مىخواهيد بخواهيد و نيست خواستههاى كافران مگر در هلاكت.
و قال الحسن ٧: انّ اللَّه تعالى لم يجعل الْأَغْلالَ فِي أَعْناقِ اهل النّار لأنّهم اعجزوه و لكن اذا اطفى بهم اللّهب ارسلهم في قعرها ثم غشى عليه فلمّا افاق من غشوته قال يا بن آدم نفسك نفسك فإنما هى نفس واحدة ان نجوت و ان هلكت لم ينفعك نجاة من نجى.
حضرت امام حسن- ٧- فرمود: اين كه خداى متعال جلّت عظمته اهل آتش را غل به گردن آنها قرار مىدهد نه براى اين است كه آنها خدا را عاجز كنند، يعنى بتوانند فرار كنند و ليكن وقتى شعله آتش آنها را گرفت آن غل سنگين آنها را به قعر جهنّم مىكشد. چون حضرت اين را فرمود حالت غش به او عارض شد چون به حال اول برگشت فرمود: اى فرزند آدم در نجات خود بكوش در نجات خود بكوش كه آن يك نفس است اگر نجات پيدا كردى نجات پيدا كردى و اگر هلاك شدى به تو نفعى