إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٢٠ - باب چهارم در ترك دنيا
آنها ملحق خواهيم شد. اى فرزند آدم به ياد آور مصرع و محلّ افتادن و خوابگاه خود را در قبر. و به ياد بياور وقوف قيامت و ايستادن خود را در مقابل حكم عدل الهى در حالى كه اعضاء و جوارح تو بر تو. گواهى دهد، آن روزى كه قدمها بر صراط بلغزد و قلبها از وحشت به گلوها رسد و صورتهايى سفيد و صورتهايى سياه باشد و اسرار و پنهانىها ظاهر گردد و ميزان عدل بر پا شود. اى پسر آدم به ياد آور محل افتادن پدران و فرزندان خود را كه آنها چه موقعيّتى در اين دنيا داشتند و از اينجا به كجا رفتند و تو هم به همين زودى به آنها ملحق خواهى شد و سبب عبرت مىشوى براى كسانى كه اهل اعتبارند. پس اين شعرها را بيان فرمود كه مضمون آن اين است: كجايند سلاطين دنيا كه در اثر حفظ دنيا از آخرت غافل ماندند تا وقتى كه شربت مرگ را از دست ساقى آن چشيدند. اين شهرهاى عالم است كه در اطراف آن از اهلش خالى شده و خراب شده و بناكنندگان آن شربت مرگ چشيدند. ما اين مالها را براى وارث جمع مىكنيم و خانهها را براى خراب شدن در روزگار بنا مىكنيم.
و ما عبّر احد عن الدّنيا كما عبّر امير المؤمنين ٧ بقوله: دار بالبلاء محفوفة و بالغدر معروفة لا تدوم احوالها و لا تسلّم نزّالها احوالها مختلفة و ثارات متصرّفة و العيش فيها مذموم و الأمان فيها معدوم و انما اهلها فيها اغراض مستهدفة ترميهم بسهامها و تفنيهم لجمامها و اعلموا عباد اللَّه انّكم و ما انتم فيه من هذه الدّنيا على سبيل من قد مضى قبلكم ممّن كان اطول منكم اعمارا و اعمر ديارا و ابعد آثارا اصبحت اصواتهم هامدة و رياحهم راكدة و اجسادهم بالية و ديارهم خالية و آثارهم عافيه فاستبدلوا بالقصور المشيّدة و النّمارق الممهّدة و الصّخور و الاحجار المسنّدة و القبور اللاطئة