إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٧٨ - باب دوم در زهد در دنيا
فرمود: چه مىكند با مال و اولاد آن كس كه از ميان آنها خارج مىشود و حساب مىشود بر آن، يعنى مال و اولادى كه انسان از ميان آنها مىرود و آنها هيچ كمكى به او نمىتوانند بكنند و در عالم آخرت از او سؤال مىشود كه اين مال را از كجا آوردى و كجا مصرف نمودى، و در تربيت اولاد خود و آشنا ساختن آنها به احكام دين تا چه حدّ اقدام كردى. با اين حال مال و اولاد چه نفعى به حال انسان دارد؟ برهنه به دنيا آمدهايد و برهنه بيرون خواهيد رفت. و اين است و جز اين نيست كه دنيا به منزله پلى است كه از آن عبور مىكنيد، پس از آن بگذريد و انتظار بازگشت آن را نداشته باشيد.
و قال ٧ في دعائه: اللهمّ توفّنى فقيرا و لا تتوفنى غنيّا و احشرنى في زمرة المساكين.
آن حضرت در دعاى خود از خداى خود چنين تقاضا نمود كه:
خدايا مرا در حال فقر بميران و مرا در حال غنا و داشتن ثروت و مال نميران، و در قيامت مرا در جمعيت فقرا و مساكين محشور فرما!.
و قال: اشقى الاشقيا من اجتمع عليه فقر الدنيا و عذاب الآخرة.
آن بزرگوار فرمود: بدعاقبتتر از همه بدعاقبتان آن كس است كه براى او جمع شود فقر دنيا و عذاب آخرت، يعنى در دنيا به فقر و فلاكت و بدبختى به سر برد و در اثر نداشتن ايمان و اعمال نيك در آخرت هم معذّب به عذاب شود.
و قال امير المؤمنين ٧ الرّغبة فيما عند اللَّه تورث الرّوح و الرّاحة و الرّغبة في الدنيا تورث الهمّ و الحزن
.