إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٢٧ - باب سيزدهم در مبادرت به عمل
شوهر مىگويد: من از تو يك حسنه مىخواهم كه شايد وسيله نجات من فراهم شود و از دقّت حساب، و سبكى ميزان و عبور بر صراط كه مىبينى نجات پيدا كنم. پس زوجه مىگويد: نه و اللَّه نمىتوانم به تو كمك كنم و من مىترسم از همان چيزى كه تو مىترسى. پس مرد با قلب حزين و حيران از نزد زوجه خود مىرود. اين مطلب در تأويل اين آيه كريمه وارد شده كه ترجمهاش اين است كه: اگر آن كس كه بارش سنگين است كسى را بخواند كه از سنگينى او قدرى بكاهد چيزى از سنگينى او حمل نخواهد كرد گر چه از خويشان نزديك هم باشد، يعنى نفسى كه به گناه سنگين است از اهل خودش سؤال مىكند و اقرباى خود را مىخواند كه چيزى از آن را بردارند و بار گناه او را سبك كنند. و آنها حمل نمىكنند و چيزى را بر نمىدارند بلكه حال آنها در روز قيامت نفسى نفسى مىباشد، يعنى هر كس به فكر نجات شخص خود مىباشد. چنانچه خدا مىفرمايد: روزى كه شخص از برادرش و پدر و مادرش و زن و فرزندانش فرار مىكند و براى هر يك از آنها در اين روز گرفتارى هست كه ديگر فرصت ندارد كه به ديگرى برسد.
قال رسول اللَّه ٦: اخبرنى جبرئيل قال بينما الخلائق وقوف في عرصة القيامة اذ امر اللَّه تعالى ملائكة النّار ان يقودوا جهنّم فيقودها سبعون الف ملك بسبعين الف زمام فيجد الخلائق حرّها و وهجها من مسيرة شهر للراكب المجد و قد تطاير شررها و علا زفيرها فاذا دنت من عرصة القيامة صارت ترمى بشرر كالقصر فلا يبقى يومئذ من نبىّ و لا وصىّ نبىّ