إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٢١ - باب چهارم در ترك دنيا
الملحدة الّتى قد بنى بالخراب فنائها و شيد بالتّراب بنائها فمحلّها مقترب و ساكنها مغترب بين اهل محلّة موحّشين و اهل فراغ متشاغلين لا يستأنسون بالاوطان و لا يتواصلون تواصل الجيران على ما بينهم من قرب الجوار و دنّوا الدّار فكيف يكون بينهم تزاور و قد طحنهم بكلكله البلى و اكلتهم الجنادل و الثّرى و كان قد صرتم الى ما صاروا اليه و ارتهنكم ذلك المضجع و ضمّكم ذلك المستودع فكيف بكم لو تناهت بكم الأمور و بعثرت القبور هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ.
تعبير نكرده است احدى از دنيا چنانچه امير المؤمنين- ٧- تعبير فرموده به فرمودهاش دنيا سرايى است كه اهل آن را غم و اندوه فرا گرفته و به مكر و دغا شهرت يافته. هميشه بر يك حال باقى نميماند. و كسانى كه در آن نازل مىشوند و فرود مىآيند سالم نمىمانند. حالات آن گوناگون است و نوبتهايش در تغيير است. زندگى در آن مذموم است و ناپسند. و ايمنى در آن نيست. و اهلش در آن هدف تيرهاى بلا هستند كه دنيا تيرهاى خود را به جانب ايشان مىافكند و هر يك را به دردى مبتلا مىسازد و به مرگ نابودشان مىنمايد. بدانيد اى بندگان خدا شما و آنچه از اين دنيا داريد در راه پيشينيان مىباشيد و آنچه بر پيشينيان گذشته بر شما نيز خواهد گذشت آنهايى كه پيش از شما بودند عمرهايشان از شما طولانىتر و ديارشان آبادتر و آثارشان مهمتر بود، صبح كردند در حالى كه صداهايشان خاموش شده و شخصيّت و اهميّت آنها از دست رفته و بدنهايشان پوسيده و شهرهايشان خالى مانده و آثارشان ناپديد گشته، قصرهاى مجلل