چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ٢٢٥ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
كه: «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ. أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ»[١] و ندانسته كه قتل جز بشر را نبوده. و موت و قتل هر آينه در آخر كار باشد. ديگر آنكه اگر بزرگان سخنى روايت مىكنند آن را معانى بسيار است و بعضى از آن غافل بودهاند و مسلمانان تشنيع زدهاند و بعضى جاهل بودهاند. و نادانان ظاهر آن سخن را گرفتهاند و اعتقاد كرده و دوزخى گشتهاند. و منكران سخن بهتر از متابعان جاهل.
ديگر فرمود، مرا استادى[٢] بود و او را سيد اخفش مىگفتند كه در آن وقت مثل او در نحو نبوده و او به غايت منكر بودى صوفيان را.
روزى مىگفت كه:
اين سخن كه (الصوفى غير مخلوق)[٣] روا نيست از بزرگترين صوفيه. اين چه معنى دارد؟! اين سخن براى چه گويند؟! گفتم: به اينكه تو ندانى انكار بزرگان كردن نتوان،- و گفتم تو آن روز به وجود آمدى، تو را نحوى مىگفتند؟! گفت: نه،- گفتم: ترا بعد از سى سال گفتند، به سبب آنكه مفصل زمخشرى و كافيه ابن حاجب و ديگر كتب بخواندى و چون نحو در تو حال شد ترا به آن نسبت كردند و نحوى گفتند. همچنين هيچكس مرد را پيش از بلوغ، يا پيش از مجاهد صوفى مىگويد؟[٤] نه! اين مرد هرگاه كه در مجاهده قدم تمام
[١] - قرآن سوره ٣( آل عمران) آيه ١٤٤.
[٢] - در نسخه( استاد بود).
[٣] - اين گفته شيخ ابو الحسن خرقانى عارف نامدار و بزرگوار ايرانى در اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم هجرى است. رجوع شود به نور العلوم كتاب يكتا از عارف بيهمتا به اهتمام نگارنده( رفيع).
[٤] - در نسخه( مىگويند).