چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٥٨ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
استعداده الفطرى. پس چون در انتهاء ولايت روح ولى مشابهت مىيابد به جسم نبى در طريقت، «نهاية الاولياء بداية الانبيا». باشد، و در مثال ديگر آنكه شيخ محى الدين اعرابى گفته كه: مشاهده خاتم الاوليا كه خواهد به خاتم النبيين همچو اوانى زرين يا سيمين است. ولايت، را او[١] به زر تشبيه كرده و نبوت را به نقره، هم ازين قبيل است كه خلق معنى آن نمىدانند و مىپندارند كه او ولى را از نبى فاضلتر دانسته، نى. بلكه هر قومى را اصطلاحى است به قدر ادراك خود، هر كس بر چيزى حكم مىكند. اهل ظاهر را كه نظر به ظاهر اشياء مىبينند كه از مثقالى زرهشت مثقال نقره حاصل مىشود، حكم مىكنند كه زر بهترست. باز اهل معنى كه نظر از زيادتى زر و كمى نقره برداشتهاند، به حقيقت درمىنگرند، جوهر نقره را صلبتر و صافتر مىبينند. ايشان را از معامله صراف بازار در آن حال ياد نمىآيد و تشبيه برحسب ادراك خود مىكنند، او نيز تشبيه بدين معنى كرده است. وگرنه هيچ عاقل ولى را كه هرچه دارد به بركت متابعت نبى دارد، ذكر متابعت نمىماند، بلكه عدو مىگردد، چون از نبى فاضلتر گويد. و بسيار چيز باشد كه به نزديك خلق از چيزى ديگر شريفتر بود، اما اهل حق [كه][٢] در حقيقت ايشان را نظر است بر حقيقت اشيا، و آنچه نيز در خلق احسن است به نزد ايشان اخص باشد. و نمىبينى كه حجر اسود از تاج ياقوت احمر پادشاهان فاضلترست، و تو به جز سنگپاره سياه ديگر نمىبينى. اما ايشان كه مىبينند درين صورت انكار نمىتوانند.
ديگر از الياس و خضر ٧ حكايتى مىفرمود و آن
[١] - در نسخه( ولايت او)
[٢] - ما برافزوديم