چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ٢٢٩ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
هر كه با او نزديكتر خوف [او] بيشتر. در هفت جزو غيب ديگر در هر يكى سلطانيست كه سالك همه را مشاهده كند و هر يك را پندارد كه حق است. چون مقيد شيخ كامل باشد، بر وى روشن گرداند تا حق را از آن منزه گرداند.
و هر غيبى كه پيشتر رود سلطان او باهيبتتر بود تا آنگاه كه به تجليات مشرف شود و آن نيز چهار قسم است. چنانكه در رسالهها نبشتهايم، مادام كه صورتى ادراك مىكند در وقت تجلى آن صورتى باشد و حق تعالى را از آن صورت منزه بايد دانست. اما آن را تجلى حق بايد دانست. همچنانكه موسى ٧ از درخت شنيد كه (إِنِّي أَنَا اللَّهُ) هر كه گويد درخت خدا بود. كافر شود. و هركس گويد كه اين سخن خدا نگفت كافر شود. پس تجلى صورتى را بدين نوع اعتقاد بايد داشت- هركس بر قدر استعداد او فى الجمله ذات حق تعالى از هرچه در انديشه گنجد منزه است. و در اين حال اخى على دوستى[١] حاضر بود كه مرا امسال از واقعه على به غايت خوشآمد و نه به جهت ثبات اعتقاد درويشان بگويم، حق تعالى بر وى يك نوبت در صورت كل موجودات تجلى كرد. بعد از آن تسبيح و تنزيه[٢] او از صور به لفظى كه حق بر زبان مىراند گفت و به چهار تجلى متجلى شد و او را حق تعالى به خودى خود ثنا گفت و او را بدين مقام رسانيد. بعد از آن، وى پرسيد كه مرا ديدى چه بود؟! گفت آثار و افعال صفات تو و تو از همه صور منزهى. و در اين سخن او را ثنا گفت و اين معنى بر وى پسنديده داشت و به تشريف طهارت كبريايش مشرف گردانيد.
[١] - در مورد شرح احوال اخى على دوستى سمنانى كه يكى از شاگردان شيخ علاء الدوله سمنانى است به مقدمه رجوع شود.
[٢] - در نسخه( تسبيج تيزيه).