چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٧٧ - بخش دوم متن چهل مجلس شيخ علاء الدوله سمنانى
همچنان عمر يافت تا قطب ابدال شد و نوزده سال قطب بود، و خداى مىداند كه او مرده است و او را در مدينه رسول ٧ دفن كردند و شبهه در اين نيست[١] و چون مرا به تحقيق[٢] معلوم شد بترسيدم كه از خلق پنهان كنم به سبب آنكه: «من كتم علما ينتفع و به الناس الجمه للّه بلجام من النار» هستم، و اظهار درويشان ما را فايده كند و هر كس كه مىخواهد كه دين او به سلامت باشد با حكما صحبت ندارد، و سخنان ايشان را مطالعه نكند. و اگر مطالعه كند امكان دارد كه چيزى در باطن او نشيند كه حجاب او شود، چه سخن ايشان شومست، هرچند اين كس اعتقاد نكند، اما آن شومى خود را اثر كند و مرا اين به مشاهده معلوم شده، وقتى در تصانيف حجة الاسلام[٣] مىديدم كه سخنى را حواله مىكرد كه در فلان كتاب تحقيق كردهام، و هركس كه آن كتاب را مطالعه كند بايد كه به هر كس ندهد، اگر دهد يك جزو بدهد، و اگر بداند كه آن جزو را معلوم كرده جزو ديگر بدهد، و ازين نوع شرطى چند از براى تأكيد نبشته بود و من چندانكه آن را طلب مىكردم نمىيافتم. تا در بغداد اتفاق افتاد كه كسى آن نسخه را از شام آورده بود. روزى يكى از بزرگان از من سخنى مىپرسيد و من بيان مىكردم، آن كس گفت ازين نوع سخن كه تو مىگوئى ما نسخهيى پيدا كردهايم و به سخن امام محمد غزالى مىماند. گفتم: بياريد كه ببينم. بياوردند و آن نسخه بود كه من چندين سال مىطلبيدم، برداشتم و بعد از آن مقابله مىكردم و مىديدم كه شيخ ما را به باطن خوش نمىآيد، اما مرا منع نمىكرد، چون مرا نيك راغب ديد، روزى بپرسيد كه اين چه كتابست كه خود را به آن مشغول
[١] - اين اظهارنظر از ديدگاه اعتقاد شيعيان دوازدهامامى كه بيشتر آنان ايرانى مىباشند درست نيست.( رفيع)
[٢] - در نسخه( مرا تحقيق).
[٣] - مقصود امام محمد غزالى است.