چهل مجلس (اقبالنامه) - علاء الدوله سمنانى؛ حقیقت، عبد الرفیع - الصفحة ١٠٧ - شيخ علاء الدولة در مجالس المؤمنين
از دنيا نرفتم تا فرزند خود را در مقام خود ديدم بلكه مقام او را اعلى از مقام خود شناختم. آنگاه بعض اول گفتند كه مراد بزرگان اين طايفه از فرزند فرزند معنوى است. پس اتفاق نموده مردى بين ما از اهل صفا را خليفه پدر من ساختند و چون من با وجود آن تصريح كه از پدر در شأن خود شنيدم و اين مخالفت از اصحاب او ديدم به غايت آزرده گرديدم و از ايشان جدائى گزيدم پس جاى نماز خود را بر دوش انداختم و عزيمت صوفى آباد و خدمت شيخ علاء الدوله را با خود مصمم ساختم و چون به خدمت شيخ رسيدم لطف بسيار درباره من فرمودند و از كيفيت مصاحبت من با اصحاب پدر سؤال نمودند صورت خلاف از اصحاب در استخلاف به عرض رسانيدم. پس شيخ تبسم نموده گفت كه اصحاب پدر با تو همان كردند كه اصحاب پيغمبر ٦ با على بن ابيطالب (ع) و از صدور اين كلام ابتداء و نقلا از اين چهار بزرگوار و تقرير آن از روى اصرار دليل قطعى بر تشيع ايشان قائم مىشود كما لا يخفى
و شيخ علاء الدوله قدس سره خود در رساله موسومه به موضع مقاصد المخلصين و مفضح عقايد المبدعين كه از مشاهير رسايل اوست آورده كه امير المؤمنين (ع) خليفه بحق پيغمبر ٦ بود:
«و قلبه كان على قلبه و لذلك قال ابى بكر لابى عبيدة الجراح حين بعث اليه لاستحضاره يا ابا عبيدة انى ابعثك اليوم الى من هو فى مرتبة من فقدناه بالامس الى آخر مقالاته و قال عمر لو لا على لهلك عمر و كفى بتصديق ما ندعى قول النبى ٦ انت من بمنزلة هرون من موسى و لكن لا نبى بعدى و قوله فى غدير خم على ملا من المهاجرين و الانصار من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم و آل من والاه و عاد من عاداه و هذا حديث اتفق البخارى و مسلم على صحته»
و آنچه شيخ در اين رساله مذكور ساخته كه امام بن الامام محمد بن